زنی جوان ،

در پیری آینه ی نگاه ات مرد!

جز زنگار خاطرات ، هیچ اش نماند

ریشه ی شادی چشمان اش، در شکوه بهار بی تو بودن خشکید

و دانه ی اندوه ، سبز شد..

نظاره کن

جای خالی بوسیدن ات را

سقوط زنی به قعر دستان بی مهرت

و در انتها

مرگ زنی در پیری آینه ی نگاه ات

پ ن : سالها پیش زمانی که وارث نداشت و هم اکنون دارد..با اندکی تغییرات