زنی جوان ،
در پیری آینه ی نگاه ات مرد!
جز زنگار خاطرات ، هیچ اش نماند
ریشه ی شادی چشمان اش، در شکوه بهار بی تو بودن خشکید
و دانه ی اندوه ، سبز شد..
نظاره کن
جای خالی بوسیدن ات را
سقوط زنی به قعر دستان بی مهرت
و در انتها
مرگ زنی در پیری آینه ی نگاه ات
پ ن : سالها پیش زمانی که وارث نداشت و هم اکنون دارد..با اندکی تغییرات
+ نوشته شده در یکشنبه ششم مهر ۱۴۰۴ ساعت 12:47 توسط گل ارکیده
|